«روزگارا ! که چنین سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من آسان نیست»
صدبار به سنگ کینه بستند مرا @ از خویش غریبانه گسستند مرا @ گفتند همیشه بیریا باید زیست @ آیینه شدم باز شکستند مرا
نویسندگان
نظر سنجی
سلام یه نظر خواهی جدیدبه نظر شما موضوع وبلاگ چه باشد بهتر است؟؟؟؟؟؟






این لوگو پست ثابته
 
هرچی گشتم یه چیز خوب بزارم برای لوگو چیزی زیبا ندیدم
اینوگذاشتم
خدایش بعضی وقتا ماهم نیازبه گدایی داریم
قبول دارین؟
 
گدایی

خوشحال میشم واسم بزارید پیام

www.dustimon.mihanblog.com





[ چهارشنبه 10 خرداد 1391 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ دوست ]
برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است؛
 
یوسف یازده برادر داشت وحسین (ع ) ، تنها عباس (ع) را ...





[ چهارشنبه 1 آذر 1391 ] [ 09:39 ق.ظ ] [ دوست ]

می دانم بابا دو بخش است؛ بخشی در صحرا و بخشی بالای نیزه.

اما این که عمو چند بخش است، فقط بابا می داند...



http://harimeyas.com/wp-content/uploads/2010/12/abbas.jpg




[ سه شنبه 30 آبان 1391 ] [ 08:08 ق.ظ ] [ دوست ]

لبیک یا حسین

یعنی در معرکه حاضر باشی، هرچند تنها بمانی

و مردم تو را بی یاور گذاشته باشند و تو را متهم و خوار شمارند

لبیک یا حسین یعنی تو و مالت و زن و فرزندانت در این معرکه حاضر باشند.

سید حسن نصرالله

http://www.img4up.com/up2/5355965313232542.jpg




[ دوشنبه 29 آبان 1391 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ دوست ]
گویند “می” نمی شود از راه گوش خورد!

....

من “یا حسین” می شنوم مست می شوم


 



[ یکشنبه 28 آبان 1391 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ دوست ]

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت

هر که به دنیا کند گریه برای حسین




[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ دوست ]

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد


.....


دل را حرم و بارگه خون خدا کرد






[ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ دوست ]

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ۵ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.
معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟» بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»

نتیجه اخلاقى داستان

کینه هر کسى را که به دل دارید بیرون بریزید وگرنه باید آن را تا آخر عمر با خود حمل کنید. بخشیدن دیگران بهترین کارى است که می‌توانید بکنید. دیگران را دوست بدارید حتى اگر آن‌ها شما را دوست نداشته باشند.





[ پنجشنبه 25 آبان 1391 ] [ 05:10 ق.ظ ] [ دوست ]
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است. علت ناراحتی اش را پرسید.
پاسخ داد: “در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.”
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: “خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.”
سقراط پرسید: اگر درراه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت: “مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم . آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.”
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟ و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هروقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیماراست.

http://www.ordup.com/pics/515/66085.jpg



[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 06:03 ق.ظ ] [ دوست ]

گناه ٬ من ٬ خدا

بار اول که سایت رو باز کرد، صفحه قفل شد. بار دوم هم صفحه قفل شد! گفت اگه بار سوم هم قفل بشه، دیگه تو این سایت نمی رم. برای بار سوم هم قفل شد! به خودش گفت: بابا اینترنت اکسپلورر مشکل داره، ربطی به خدا نداره که پیش خودت فکر کردی خدا نمی خواد تو به گناه بیفتی!

دیگه هیچ صفحه ای قفل نشد...


منبع: اعترافات یک مجرم




[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ دوست ]
داشت استدلال می آورد و خودش را راضی میکرد که این کار اشتباه نیست... یک نفر انگار از درونش گفت: خودتی!





[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 07:34 ق.ظ ] [ دوست ]
سر قرار، ناگهان دلهره ای تمام وجودش را گرفت... بی آنکه به دستش نگاه کند، با انگشت شست، بند آخر انگشت دوم را لمس کرد تا مطمئن شود که حلقه اش را در آورده

http://www.irangrand.ir/uploads/admin/1391/04/18/1/bad10590b8.jpg



به قلم محمد مبینی



[ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ دوست ]
«عمه جون! بابام الان توی بهشته؟»...«آره عزیزم»...«منم اگه بمیرم میرم پیشش؟»...

 



[ شنبه 20 آبان 1391 ] [ 03:58 ق.ظ ] [ دوست ]
-

مامان!

جانم؟

چرا داداشو از زیر قرآن رد می کنی؟

برای اینکه ایشالا به سلامتی برگرده.

مامان!

جانم؟

بابا رو از زیر قرآن رد نکرده بودی؟

http://www.zeinali.ir/sh/ens-hos/ens-hos-21.jpg

به قلم محمد مبینی





[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 06:54 ق.ظ ] [ دوست ]

سلام آقا! جوراب مردونه دارید؟

بله خانم کوچولو! یه جفت میخوای؟

نه! یه دونه برای پای راست



به قلم محمد مبینی



[ پنجشنبه 18 آبان 1391 ] [ 06:41 ق.ظ ] [ دوست ]
قطع نخاعی

بابا-

جانم؟-

  شغل شما چیه؟-


http://www.navideshahed.com/attachment/1390/03/305506.jpg





[ چهارشنبه 17 آبان 1391 ] [ 05:24 ق.ظ ] [ دوست ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 13 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

میان بازها،یکباز تنهاست
دراوج قله بی آواز تنهاست
کبوترباکبوترهم غریب است
کبوترباکبوتر باز تنهاست

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام به همه دوستان
وبلاگ دوستیمون
این وبلاگو برای
نوشتن آن حرفهایی
که دوستدارم بزنم
ساختم

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ایکاش کمی به هم
لطف میکردیم،مختصر بود
ولی ساده وپنهانی
بسیارشعرسرودی برای
باران
غافل ازاین دل دیوانه
که خود بارانیست
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو